خشونت
آنلاین پدیدهای فراگیر و جهانی است که
با پیشروی تکنولوژی و توسعه پلتفرمهای
شبکههای اجتماعی، فعالیت مدافعان حقوق
بشر بویژه زنان و اقلیتهای جنسی و جنسیتی
را در نقاط مختلف دنیا از جمله ایران تحت
تاثیر قرار داده است.
رفتارهای
تهاجمی در اینترنت یک پدیده جهانی و
نگرانکننده است که رقم رو به رشدی نیز
دارد. هر اندازه میزان استفاده از اینترنت
بیشتر میشود، حجم این رفتارهای
پرخاشجویانه نیز افزایش مییابد. در
شرایطی که اینترنت از یک ابزار لوکس به
یک نیاز روزمره و اولیه در جهان صنعتی
تبدیل شده، خشونت سایبری نیز بیشتر شده
و تاثیرات منفی خود را به جای میگذارد.
برغم گستردگی این خشونتها، آثار و عواقب
آن همچنان ناچیز انگاشته و محدود به
«دنیای غیرحقیقی» تلقی میشود.در واقع
مانع اصلی در برابر اتخاذ تصمیمات مهم و
ایجاد راهکارهایی برای کاهش خشونت مجازی
این باور عمومی است که این نوع از خشونت،
خطر کمتری داشته و از خشونت خارج از
دنیای مجازی حقیقت کمتری دارد. ضربالمثل
قدیمی میگوید سنگ و چوب میتواند استخوان
من را بشکند؛ اما اسامی هیچ آسیبی به من
نمیرسانند. ما عمدتا خشونت را ضرب و جرح
هدفمند میدانیم.و از آن جایی که خشونت
مجازی با تصور عمومی از خشونت سازگار
نیست، به رسمیت شناختن آن و در نتیجه پیگرد
و ممانعت از آن دشوار است.این در حالی است
که خشونت آنلاین در امتداد دیگر اشکال
خشونت علیه زنان قرار میگیرد و نیازمند
توجه و راهکارهای برای مقابله است. این
خشونتها، برآمده از همان هنجارهای
اجتماعی و تبعیضهای ساختاری است که به
فرودستی زنان منجر شده است.خشونت
ارتباط مستقیم با جنسیت دارد. تحقیقات
مختلف نشان داده که مردان به شکل نامتناسبی
مرتکبان خشونت و زنان قربانیان آن در جهان
مادی هستند. در جهان سایبری نیز این قاعده
وجود دارد به طوری که زنان 84 درصد قربانی
خشونت مجازی شدهاند و مردان 64 درصد
مرتکبان این خشونت بودهاند.از هر پنج
زن کاربر اینترنت، یک نفر قربانی خشونت
مجازی جنسی شدهاند. کودکان دختر نیز در
فضای اینترنت دو برابر پسران هدف خشونت
قرار گرفتهاند.مردان هم نیز قربانیان
خشونت هستند، به خصوص خشونت از طرف دیگر
مردان و در عین حال زنان نیز جزو مرتکبان
خشونت در دنیای واقعی و مجازی هستند؛ ولی
نباید این نکته را نادیده گرفت که تفاوت
تناسب میان مردان و زنان در ارتکاب خشونت
به این دلیل است که خشونت اساسا ابزاری
برای سلطه و ترساندن است و مرتکب خشونت،
تمایل دارد تا در هرم سلطه به پایین دستیها
تعرض کند و همین عامل باعث اختلالات
اجتماعی بین جنسیتها میشود.به شکل کلی خشونت مجازی را میتوان به چهار
دسته تقسیم کرد:1ـ
برقراری تماس در فضای مجازی که به خشونت
در دنیای واقعی منجر میشود:اولین
نوع از خشونت مجازی، ارایه اطلاعات نادرست
است که منجر به خشونت در فضای غیر مجازی
میشود. در این حالت، شخص معمولا به شکل
هدفمند خود را بسیار بهتر از آنچه که
هست نشان میدهد که نتیجه آن میتواند
منجر به کلاهبرداری مالی، سرقت، تجاوز
یا ضرب و جرح شود. این رفتار در واقع فریب
و خیانت به اعتماد است..2ـ
نظارت آنلاین و ردیابی
:این
نوع از خشونت مجازی معمولا به شکل نظارت
آنلاین و هدف قرار دادن یک نفر به شکل غیر
قانونی صورت میگیرد. قربانی در فضای
مجازی زیر نظر گرفته شده و اطلاعات خصوصی
او با اهداف مشخصی جمعآوری میگردد که
در واقع تجاوز به حریم خصوصی افراد محسوب
میشود و تحت عنوان «نظارت بر اینترنت»
مورد بحث قرار میگیرد. این پیامها شامل
تهدید به مرگ، ارسال عکسهای برهنه از
قربانی و ارجاعهایی به فعالیتهای عادی
و روزمره وی می باشد .این نوع از خشونت
گاه با علم و اطلاع قربانی صورت میگیرد
و باعث ترس و نگرانی و آسیب روانی او
میشود: «من میدانم تو کی هستی» یا «من
میدانم که تو و بچههایت کجا زندگی
میکنید» که در واقع مفهومش این است که
«من از این اطلاعات برای آسیب زدن به تو
استفاده میکنم». در بسیاری از موارد این
قبیل تهدیدهای مجازی به خشونت فیزیکی و
حتی تهدید به قتل یا خود قتل منجر شده
است.3
تجاوز مجازیتجاوز
در اینترنت به رفتارهایی گفته میشود که
با هدف آزار و اذیت و توهین به فرد دیگر
انجام میشود. یک مشخصه بارز این رفتار،
تکرار مداوم آن است به طوری که قربانی به
هر راهی که متوسل شود، باز هم پیامهای
حاوی آزار و اذیت دریافت میکند. ضرر و
زیان ناشی از این قبیل رفتارها در فضای
مجازی بسیار متنوع است و میتواند منجر
به اضطراب، احساس مورد اهانت قرار گرفتن،
اتلاف وقت و انرژی و حتی ارتکاب جرم شود
این یک
نمونه از تجاوز مجازی معمولا تلافیجویانه
است، چرا که ظاهرا در فضای مجازی حرفی زده
یا حرکتی کرده بود که باعث خشم فرد دیگری
شده بود. 4
رفتارهای
تحقیرآمیزآخرین
دسته از موارد خشونت سایبری تحقیر کردن
است، از طریق ترسیم تصویری تحقیرآمیز از
زنان با کلمه یا عکسهایی که تشویقکننده
تحقیر یا رفتار ناپسند با آنان است،.. این
شکل از تحقیر علاوه بر زنان، ممکن است
درباره هر گروه دیگری هم رخ دهد.. این نوع
از تحقیر شاید موجب آسیب به یک هدف مشخص
نشود؛ علاوه بر این ممکن است به شکل
غیرمستقیم رخ دهد. چنین مواردی اغلب به
عنوان یکی از اشکال آزادی بیان و حمله
لفظی مورد بحث قرار میگیرند. این مسایل
شامل شکلهایی از خشونت سایبری است که
میتواند به توهین علیه زنان منجر شود،
چه به شکل فردی و چه به شکل گروهی.مثال: در
نوامبر ۱۹۹۵ ایمیلی از طریق چهار دانشجوی
مرد دانشگاه کُرنل در سطح وسیعی منتشر
شد. این پیغام حاوی لیستی با عنوان «۷۵
دلیل برای اینکه چرا زنان (حرامزادهها/
کثافتها) نباید از آزادی بیان برخوردار
باشند» بود.این موارد ضد زن و خشونتآمیز
شامل مواردی اینچنینی بود:- احمقانه
صحبت و رفتار میکنند- وقتی در خیابان
مردی برای آنها سوت میزند، باید خفه
شوند و از دستورات پیروی کنند- اگر
نمیتوانند صحبت کنند، نباید درباره
تجاوز هم اعتراضی داشته باشند.البته عدم
آشنایی با خشونت سایبری تنها دلیل برای
عدم تشخیص و مقاومت مقابل آن نیست. اینترنت
به خودی خود و به دلیل امکان ناشناس ماندن
و ترس کمتر از مجازات، از دلایل تشویق
به رفتارهای توهینآمیز در مقیاسی بیشتر
نسبت به دنیای واقعی است. با این حال به
نظر میرسد که عامل ناشناس ماندن، فاکتور
تاثیرگذاری است که باعث میشود افراد
رفتارهایی انجام دهند و دست به اعمالی
بزنند که در حالت عادی شاید از آن پرهیز
کنند. خشونت، به خصوص وقتی به مسایل جنسی
مربوط میشود، به دلیل احساس گناه یا شرم
مورد انکار قرار میگیرد. زنان به شکل
خاص آموزش دیدهاند که باور کنند اگر
مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند، خودشان
هم مقصر هستند. این شرایط اجتماعی موجب
میشود که آنها کمتر علاقهای به گزارش
کردن آزار و اذیتّ جنسی داشته باشند.
مشکل مهمتر آن است که خشونت علیه زنان
به شکل گستردهای در جوامع مختلف وجود
دارد و به همین دلیل بسیاری از زنان و
مردان تصور میکنند که این اتفاق «طبیعی»
است. طبق یافتههای گزارشی از سازمان ملل
زنان ۲۷ برابر مردان مورد آزار و اذیت
آنلاین قرار میگیرند و ۷۳ درصد از زنان
خشونت مجازی را تجربه کردهاند. بعلاوه
خشونت علیه زنان میتواند از فضای مجازی
آغاز و در نهایت به خشونت حقیقی و فیزیکی
منجر شود و یا بالعکس. سازمانهای حقوق
زنان گزارش میدهد که میان خشونت آنلاین
و آفلاین رابطهای آشکار و معنادار وجود
دارد سازمان ملل آسیبها و خسارات خشونت
مجازی را به رسمیت میشناسد و تاکید دارد
که مقابله و جلوگیری از آن باید درجه
اهمیتی برابر با خشونت غیرمجازی داشته
باشد.خشونت مجازی، ابزاری برای سرکوب و
ارعاب مدافعان حقوق بشرنیز عنوان شده است
،هرچه حضور و فعالیت سیاسی زنان در عرصه
مجازی افزایش پیدا میکند، خشونت
جنسی/جنسیتی آنلاین نیز بیشازپیش به
مثابه ابزار فشار و ارعاب علیه آنان به
کار گرفته میشود. کمیساریای عالی حقوق
بشر سازمان ملل در سال ۲۰۱۸ در بیانیهای
اعلام کرد: «خشونت و سرکوبی که در فضای
آنلاین به کنشگران و مدافعان حقوق بشر
اعمال میشود، بهطور غیرقابل باوری
شایع است. این اشکال نوین آزار و اذیت،
مرعوبسازی و هتک حیثیت حیرتآورند و
به فضای حقیقی تسری پیدا میکنند. تهدید
مرگ، تهدید خشونت جنسی و جنسیتی و
بیاعتبارسازی و نشر اکاذیب که عموما
ماهیتی جنسی دارند، زنانی را که صدای خود
را بلند کردهاند مورد هدف قرار میدهد.
ارتباط فراملی و گسترده اینترنت، گردش
اکاذیب و افتراهای اینترنتی را سرعت
میبخشد و سیل عظیمی از نفرت و دشمنی علیه
کنشگران روانه
میکند.
بسیاری از این حملات توسط کاربرانی با
هویتهای ناشناس صورت میگیرد. ازاینرو
حذف محتواهای کذب و خشونتآمیز به موضوعی
بسیار چالشبرانگیز تبدیل شده است
به
عنوان مثال . «کنشگران مکزیکی که در زمینه
حقوق جنسی و حقوق باروری فعالیت میکنند
بارها و بارها تهدید به مرگ شدهاند و
مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند. حتی در
مواردی فرزندان آنها نیز هدف خشونت قرار
گرفتهاند. در ویتنام، به دنبال مجموعهای
از حملات آنلاین علیه یک فعال محیط زیست
موجب شد او مورد تهاجم فیزیکی قرار بگیرد.
در هند یک روزنامهنگار ی که علیه
افراطگرایی هندو انتقاداتی منتشر کرده
بود، در فضای مجازی مورد حملات گسترده
قرار گرفت و عده زیادی خواهان اعمال خشونت
بر او شده بودند. این روزنامهنگار در
نهایت به قتل رسید. همکار او رعنا ایوب
نیز هزاران پیام تهدیدآمیز دریافت کرد
از جمله تهدید به تجاوز گروهی و مرگ. حتی
شماره تلفن و آدرس منزل او نیز در فضای
مجازی دستبهدست میشد. در عراق، تعدادی
از زنان کاندیدای انتخابات پارلمانی با
کارزارهای هتک حیثیت در فضای مجازی مواجه
شدند و تعداد زیادی عکسهای جعلی از آنها
در جهت خدشهدار کردن اعتبار آنها منتشر
شد.»
آثار
و عواقب خشونت مجازی جنسی و جنسیتی از
طرفی دیگر این حملات، آثار روانی متعددی
را بر قربانیان اعمال و سلامت روان آنها
را خدشهدار میکند، احساس اضطراب، ترس
و … و همچنین تهدید آسیب جسمانی را
افزایش میدهند. حملات خشونتآمیز مجازی
ممکن است زیست و امور روزمره فرد مورد هدف
از جمله خواب و خوراک را مختل کند. انتشار
تصاویر خصوصی جنسی افراد در جوامع
محافظهکار و مردسالار نیز ممکن است آنها
را دچار تروماها و آسیبهای بلندمدتتری
قرار دهد، از جمله طرد و انزوای اجتماعی.در
یک نظرسنجی که سازمان عفو بینالملل
بر روی هشت کشور انجام داده مشخص شده که
۴۱ درصد از زنانی که مورد آزار و اذیت
آنلاین قرار گرفتهاند دچار ترس از آسیب
و تهدید جانی و جسمانی شدهاند، ۲۴ درصد
هراس مورد آسیب قرار گرفتن خانواده خود
را داشتند، چرا که در حملات جمعی مجازی
علیه زنان، نام فرزندان و اعضای خانوادهشان
نیز بههمراه تصویر نیز ذکر و مورد تهدید
واقع شده بودند. نقض
حق حریم خصوصی قربانی و نقض حق آزادی بیان
و نقض حق مشارکت در امور اقتصادی، اجتماعی،
فرهنگی و سیاسی در این حملات و آزارهای
مجازی مشهود است. این شکل از ارعاب و خشونت
میتواند فعالیت شبکههای زنان را مختل
کند، چرا که بسیاری از کنشگران فمینیست
و مدافعان حقوق بشر بویژه در کشورهایی که
فضاهای حقیقی کنشگری بهشدت سرکوب میشود،
برای تداوم فعالیتهای خود به شبکههای
اجتماعی مجازی وابستهاند و فعالیت در
فضای مجازی برای جنبش زنان در این کشورها
حیاتی است. با این حال این حملات تقریبا
در مصونیت مطلق برای مرتکبان ادامه یافته
است و همدست با قدرتها و حکومتها به
سرکوب زنان کنشگر و مدافع حقوق بشر دامن
میزند..
آمارها
در ایران نشان میدهد در همین چند ماه
گذشته جرایم و انحرافات در فضای مجازی ۲۰
درصد فزونی یافته است. به طور مجزا طی این
مدت شاهد هتک حیثیت و نشر اکاذیب با رشد
۲۶ درصدی، افزایش ۴۳ درصدی جرایم علیه
اخلاق عمومی در فضای مجازی، رشد ۱۹ درصدی
سرقت و کلاهبرداری مرتبط با رایانه و نیز
بالارفتن ۲۸ درصدی جرایم علیه محرمانگی
دادهها نسبت به مدت مشابه خودشان در سال
گذشته بودیم.
انتشار
بیش از ۲۲ میلیون محتوای مرتبط با خشونت
و جرایم خشن در فضای مجازی از ابتدای سال
تاکنون،
بیشک
بیشترین آسیب در این فضا متوجه کودکان و
نوجوانان است؛ هر چند که برای "کودکان
مدرن"، به سبب امکانات آموزشی، ارتباطی،
تفریحی، سرگرمی، اینترنت یک محیط آشنا و
امن به نظر میرسد و استفاده از آن اجتناب
ناپذیر است اما مطالعات مختلف جهانی،
شیوع پرخاشگری سایبری در بین نوجوانان
را بین ۱۰ تا ۵۳ درصد تخمین زده که به عواقب
منفی جدی و روانی در نوجوانان مثل خودکشی
در قربانیان و تقویت الگوی عمومی تری از
یک رفتار ضداجتماعی در متجاوزان منجر
میشود.

Comments
Post a Comment